گفت وگوی روزنامه شرق با سیما شاهمرادی

گفت وگوی روزنامه شرق با سیما شاهمرادی

گفت وگوی روزنامه شرق با سیما شاهمرادی 300 200 گالری تام

گفت وگوی روزنامه شرق با سیما شاهمرادی به بهانه بازنمایش «نارنج ها می رسند» در گالری تام اصفهان

سعید باباوند: سیما شاهمرادی سال ۶۹ دیپلم گرافیک را از هنرستان معتمد اصفهان دریافت کرد و وارد رشته نقاشی در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه اصفهان شد. پس از پایان دوره کارشناسی ارشد نقاشی در دانشگاه هنر تهران، کار هنری را رها کرد و در یک بازه ۱۰ ساله فقط یک نمایشگاه انفرادی در گالری برگ برگزار کرد. ســال ۸۷ با تصویرگری به هنر بازگشــت که ارمغان این کار جایزه دوســاالنه بلگراد بود. از همین سال، نقاشی را از سر گرفت و از آن روز تا کنون پنج نمایشگاه انفرادی برگزار کرده و در نمایشگاه های متعدد گروهی حضور داشته است. کالژ کاغذ بخش مهمی از تکنیک کار شاهمرادی را در این دوره تشــکیل می دهد. «نارنج ها می رسند» چهارمین نمایشگاه انفرادی سیما شــاهمرادی در گالری هما بود که از ۳۱خرداد تا ۱۱تیرماه ۹۸ برگزار شد. این نمایشگاه شامل ۱۷ اثر طراحی روی بوم بود. «نارنج ها می رسند» ۲۱تیرماه در گالری تام اصفهان روی دیوار رفت.

من همواره در کار شــما ارجاع به تاریخ هنر را می بینم. این ارجاعات چگونه در کار شما حاضر می شوند؟
برای مــن کارکردن و کنار هم گذاشــتن فضاهایی کــه به ظاهر متضادند، همواره جذاب بوده اســت. غیر از ارجاعات تاریخ هنری از دوره های متفاوت، «دوگان هــا» به اشــکال مختلــف در کارهایم حضور دارنــد. مانند طبیعت بی جان و جاندار، زن و مرد، تاریخ و اســطوره و… . وجوه بی شــمار تعامالت دیالکتیکــی این دوگان ها -که هم زمان متضاد و مکمل اند- همواره برای من دستمایه هایی برای رســیدن به بیانی از زیرساخت های واقعیت و زندگی در قالــب اثر هنری بوده اند. همچنین گرایش های متفاوت و گاه متضاد ذهنی و شــخصی ام را نیز در همین راستا تعریف و البته بدون خود سانسوری، آنها را بیرونی می کنم.

چیزی که در این مجموعه بســیار به چشــم می آید شفافیت عناصر است؛ برای زمینه سازی از کاغذ پوستی اســتفاده کرده اید، تمام اشیا هم شــفاف اند و مانند منطقی که در نگارگری ایرانی است در لحظه، همه چیز را می شود از ورای هم دید.
به گمانم طراحی ماهیتا باید این طور باشد. بیننده باید بتواند ببیند که خالق اثر از چه مســیری رفته و به اینجا رسیده اســت. کارهای این نمایشگاه همه بدون اتود و فی البداهه خلق شــده اند و اگر گاهی خطی گذاشــته ام و بعدا خواســته ام آن را پاک کنم اصراری نداشــتم که اثر آن خط کامال از بین برود. بدین شــکل مخاطب مسیر حرکت ذهن و دست من را می بیند و می تواند در جریان مکث ها و تردیدهای من قرار بگیرد و بعد در جایی این حرکت با تمام فراز و نشیبش متوقف شــده است، اما این توقف به معنای رسیدن به کمال یا نقطه قطعی پایان نیست، درست مثل زندگی که یک روز متوقف می شود، اما این لحظه توقف نه به معنای رسیدن به حد مطلوب است و نه به معنای پایانی قطعی. به نظرم طراحی با چنین تعریفی به ذات زندگی بسیار نزدیک است. این نگاه، مسئله اصلی من بود، هر چند که می شود تأویل های دیگری هم از شفافیت سطوح و نحوه چیدمان عناصر در این کارها داشت.

باوجود اینکه می گویید آثار فی البداهه اجرا شــده اند، به نظر می رسد خیلی محاسبه شده هستند و با دقت بسیاری رسامی شده اند.
شــاید به این علت اســت که مدت ها بود به خلق چنین فضایی فکر کرده بودم. مســئله طبیعت بی جان برای من از همان دوره کارشناســی نقاشــی در دانشگاه با سزان آغاز شــد. به کارهایش عالقه زیادی داشتم و تنها نقاشــی بود که از او چندین کار کپی کردم. در طول مدتی که برای مجموعه های قبلی ام روی نگارگری ایرانی متمرکز شــده بودم، طبیعت بی جان های ساده نگارگری ایرانی که در البه الی فیگورها به شکلی ساده و هندسی طرح شده اند، هم دلم را برده بود. از کودکی عالقه عجیبی به ظروفی داشــتم که مناظری رمانتیک و روکوکویی روی آنها نقش بســته بود. در عین حال، از خیر طراحی های رنسانســی و طبیعت بی جان های موجود در نقاشی های بیزانسی و قرون وسطایی هم نمی توانستم بگذرم و همــه اینها کنــار یکدیگر کامال هم وزن و هم شــأن در درون من زندگی می کردنــد . با این حــال، زمانی که این مجموعه را شــروع کردم، در الیه خودآگاه ذهنم نمی دانســتم دقیقا قرار است چه کار کنم و چه چیزی را به تصویر بکشــم. فقط می دانستم قرار است هر کاری دوست دارم بکنم و این بسیار لذت بخش بود.

چندین سال است جریانی در نقاشی ایرانی وجود دارد که به هنر قاجار ارجاع می دهد و اغلب کارهای خوش فروشی هستند و گاهی به ابتذال هم رفته اند. شما چرا سراغ قاجار رفتید؟
مــن اصوال نقاش فرم گرایی هســتم. اغلب کارهایی که اشــاره می کنید، ارجاعاتی سیاســی دارند. اما من دنبال چنیــن ارجاعاتی نبودم. در وهله اول فرم این نقاشــی ها من را جذب کرده بود و اگر بعضی آثار جنبه ای مفهومی به خود گرفته اند، این مفاهیم از فرم برآمده اند و بنابراین جهان شــمول ترند. اساس کار من بر «فرم» است.

گویا در منزلتان اشــیای قدیمی زیادی دارید و این همه حضور اشیای قدیمی در نقاشی شما نتیجه هم زیستی با آنهاست.
در خانــه خودم بله اشــیاي قدیمی دارم اما ظــروف تزیینی روکوکویی میراث خانه مادری اســت. نســل ما با این اشیا بزرگ شــدند. آن روزها در همــه خانه ها این ظــروف به مثابه عناصر و اشــیای تزیینــی در دکور اتاق پذیرایی به نمایش گذاشــته می شــد. بعد از درگذشــت مادرم، آن ظروف برایم معنای دیگری یافتند. انگار این اشــیا در نبود صاحب اصلی شــان، بار حضور و خاطــره او را به دوش گرفته بودند. برای مثال طرح مرغابی هایی که در چندین طراحی تکرار شــده اند و از یک ســینی ســرامیکی که یادگار مادرم اســت برداشته شــده، برای من دیگر یک طرح ســاده تزیینی نبود و ســعی کرده ام این تغییر نگاه را با تمهیداتی برای مخاطب هم ایجاد کنم و آن را از یک طرح کلیشــه ای تخت فراتر ببرم. ترکیب این اشیای بازمانده از درگذشتگان و وسایل امروزی خودم و تفاوتی که میان آنها هست هم یکی از آن دوگان هایی بود که پیش تر به آن اشاره کردم.

پرسشم بیشــتر درباره امر روزمره بود. بیان امر روزمره با وسایل خانه برای من یک بیان زنانه را شکل می دهد.
امر روزمره برای من با امر متعالی به هم آمیخته اســت. این به آن معنا نیســت که امر روزمره همان امر متعالی است، بلکه به این معناست که امر متعالــی در همه چیز حضــور دارد؛ حتی در ســاده ترین و پیش پاافتاده ترین وسایل آشپزخانه که یک زن هر روز با آن سروکار دارد

وقتی نقاشی شما این قدر شیءمحور است، طبیعی است که هاله های معنایی دور اشیا تشکیل شوند.
این مسئله را می توان در عنصر نارنج و چاقو که در بسیاری از کارها دیده می شد، به شکلی دید. آنها به شــکلی روزمره و طبیعی در هر آشپزخانه ای پیدا می شــوند اما از سویی هم می توانند اشاره ای به داستان نارنج و چاقو در یوســف و زلیخا داشته باشــند و بار معنایی خاصی به خود بگیرند و روایتگر عشقی زنانه باشند. این مجموعه طراحی برای من از یک سو به دغدغه های زیباشــناختی مربوط می شد و از ســوی دیگر، نگاهی بود به گذشته ام و تمام آنچه در آنجا برای همیشــه جا ماند. شــاید به این دلیل است که کارهایم به جایی میان «خیال» و «واقعیت» اشــاره می کنند؛ مکانی که همیشه دوست داشته ام در آنجا پرسه بزنم.

Tam Gellery
Vank Alley, Hakim Nezami Ave,
Isfahan, Esfahan, Iran.

Opening days & Hours
Saturday to Thursday
(Tuesdays & Fridays Closed)
4:00 pm – 8:00 pm

Tam Gellery
Vank Alley, Hakim Nezami Ave,
Isfahan, Esfahan, Iran.

Opening days & Hours
Saturday to Thursday
(Tuesdays & Fridays Closed)
4:00 pm – 8:00 pm

© 2019 Tam Gallery. Designed by Shainaco.